0%

razavi

طراحی سایت موسسه حقوقی
شرکت حقوقی یک نهاد تجاری است که توسط یک یا چند وکیل تشکیل شده است تا به فعالیت وکالت بپردازد. خدمات اولیه ارائه شده توسط یک شرکت حقوقی، مشاوره دادن به مشتریان (افراد یا شرکت ها) در مورد حقوق و مسئولیت های قانونی آنها، و نمایندگی مشتریان در پرونده های مدنی یا کیفری، معاملات تجاری و سایر مواردی است که در آنها مشاوره حقوقی و سایر کمک ها درخواست می شود.
ترتیبات
شرکت های حقوقی بسته به حوزه قضایی که شرکت در آن فعالیت می کند به روش های مختلفی سازماندهی می شوند. ترتیبات رایج عبارتند از:

مالکیت انحصاری که وکیل آن موسسه حقوقی است و مسئولیت کلیه سود، زیان و مسئولیت را بر عهده دارد.
شرکت تضامنی که در آن کلیه وکلای عضو شرکت در مالکیت، سود و بدهی شریک هستند.
شرکت های حرفه ای که سهام را به شیوه ای مشابه شرکت های تجاری برای وکلا صادر می کنند.
شرکت با مسئولیت محدود، که در آن صاحبان وکیل «عضو» نامیده می‌شوند، اما مستقیماً در قبال طلبکاران شخص ثالث شرکت حقوقی مسئول نیستند (در بسیاری از حوزه‌های قضایی بر خلاف سیاست عمومی ممنوع است، اما در سایر حوزه‌ها به شکل «مسئولیت محدود حرفه‌ای» مجاز است. شرکت" یا "PLLC")؛
انجمن حرفه ای که مشابه یک شرکت حرفه ای یا یک شرکت با مسئولیت محدود عمل می کند.
شرکت تضامنی با مسئولیت محدود (LLP) که در آن صاحبان وکالت با یکدیگر شریک هستند، اما هیچ شریکی در قبال طلبکاران شرکت حقوقی مسئولیتی ندارد و هیچ شریکی در قبال قصور شریک دیگر مسئول نیست. LLP به عنوان شراکت مشمول مالیات می شود در حالی که از حمایت مسئولیت یک شرکت برخوردار است.
محدودیت در منافع مالکیت
در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، قاعده ای وجود دارد که تنها وکلا ممکن است در یک شرکت حقوقی دارای منافع باشند یا مدیر آن باشند. بنابراین، شرکت‌های حقوقی نمی‌توانند مانند اکثر شرکت‌ها، سرمایه خود را از طریق عرضه اولیه در بازار سهام به سرعت افزایش دهند. آنها باید یا از طریق مشارکتهای سرمایه اضافی از شرکای سهام فعلی یا اضافی، سرمایه را افزایش دهند، یا باید بدهی، معمولاً به شکل خط اعتباری که توسط حسابهای دریافتنی آنها تضمین می شود، بپذیرند.

در ایالات متحده این ممنوعیت کامل برای مالکیت غیر وکیل توسط انجمن وکلای آمریکا به عنوان بند (د) از قانون 5.4 از قوانین الگوی رفتار حرفه ای تدوین شده است و به هر شکلی در تمام حوزه های قضایی ایالات متحده پذیرفته شده است،[1] [2] به جز ناحیه کلمبیا.[3] با این حال، قاعده D.C به طور محدود تنظیم شده است تا فقط برای شرکای غیر وکیلی که فعالانه به وکلای شرکت در ارائه خدمات حقوقی کمک می کنند، اجازه مالکیت سهام را بدهد و فروش سهام مالکیت را به سرمایه گذاران غیر وکیل صرفاً منفعل اجازه نمی دهد. بریتانیا قانون مشابهی برای ممنوعیت مالکیت غیر وکیل داشت، اما طبق اصلاحاتی که توسط قانون خدمات حقوقی سال 2007 اجرا شد، شرکت‌های حقوقی توانستند تعداد محدودی از شرکای غیر وکیل را بپذیرند و وکلا مجاز به ورود به مشاغل مختلف هستند. روابط با غیر وکلا و مشاغل غیر وکیل. به عنوان مثال، این به فروشگاه‌های مواد غذایی، بانک‌ها و سازمان‌های اجتماعی اجازه می‌دهد تا وکلا را برای ارائه خدمات حقوقی اولیه درون فروشگاهی و آنلاین به مشتریان استخدام کنند.

این قانون بحث برانگیز است. بسیاری از افراد در حرفه حقوقی، به ویژه انجمن وکلای آمریکا که پیشنهاد تغییر قاعده در اصلاحات اخلاق 20/20 خود را به عنوان ضروری برای جلوگیری از تضاد منافع، رد کرد، توجیه می شود. در نظام دادگستری خصمانه، وکیل وظیفه دارد از طرف موکل وکیل غیور و وفادار باشد و همچنین موظف است که زیاده روی از موکل صورت حساب نگیرد. همچنین وکیل به عنوان ضابط دادگاه موظف است صداقت داشته باشد و از تشکیل پرونده های بیهوده یا طرح دفاع بیهوده خودداری کند. بسیاری در حرفه وکالت معتقدند که وکیلی که به عنوان سهامدار-کارمند یک شرکت حقوقی سهامی عام کار می کند ممکن است وسوسه شود تصمیمات را از نظر تأثیر آنها بر قیمت سهام و سهامداران ارزیابی کند که مستقیماً با وظایف وکیل در تضاد است. موکل و به دادگاه. با این حال، منتقدان این قانون معتقدند که این روشی نامناسب برای محافظت از منافع مشتریان است و به شدت پتانسیل نوآوری خدمات حقوقی کم‌هزینه و با کیفیت بالاتر را که می‌تواند به نفع مصرف‌کنندگان عادی و کسب‌وکارها باشد، محدود می‌کند.[4]
 
Create Your First Online Survey